عاشقان دانند حال سوز و ساز عشق را
آشنا داند نوای دلنواز عشق را
آشنا داند نوای دلنواز عشق را
مدعی کن با خبرباشد زحال و وجد ما
بی خبرکی می شناسد رمز و راز عشق را
بی خبرکی می شناسد رمز و راز عشق را
هر که در روز نخستین گام دراین ره نهاد
می خرد برجان شرار جانگذار عشق را
می خرد برجان شرار جانگذار عشق را
جلوة معشوق از بس دلربا و جانفزاست
می کشد عاشق به جان خویش ناز عشق را
می کشد عاشق به جان خویش ناز عشق را
جاننثاراندرمصاف حق و باطل خوانده اند
با شهادت درجهاد حق نماز عشق را
با شهادت درجهاد حق نماز عشق را
روز عاشورا مشیّت آنچنان شد برحسین
تاشناساند به عالم یکه تاز عشق را
تاشناساند به عالم یکه تاز عشق را
چونبرایدوستاز اهلوعیالجان گذشت
حق عطا فرمود بر او امتیاز عشق را
حق عطا فرمود بر او امتیاز عشق را
لایق هرکس نباشد این مقام و منزلت
تا به چنگ خویش آرد شاهباز عشق را
تا به چنگ خویش آرد شاهباز عشق را
بی جهت برخود دهد نسبت مقام عاشقی
آن که پیمایدره و رسم مجاز عشق را
آن که پیمایدره و رسم مجاز عشق را
عارفان دانند حال عاشقان مسعود و بس
چونکه بگرفتند از آن مولا جوازِ عشق را
چونکه بگرفتند از آن مولا جوازِ عشق را
معنی شعر
این غزل درباره مقام والای عشق حقیقی و شناخت راز آن است. شاعر میگوید که تنها عاشقان راستین از حال و حقیقت عشق آگاهند و مدعیان بیخبر از این راز مقدسند. عشق حقیقی ایثار و جانفشانی میطلبد و هر که در این راه قدم گذارد، شرار جانسوز آن را میپذیرد. شاعر به واقعه عاشورا و امام حسین اشاره میکند که با شهادت خود، بالاترین مرتبه عشق الهی را به جهانیان آموخت. این مقام والا برای همه میسر نیست و تنها کسانی که از اهل و عیال میگذرند، شایسته امتیاز عشق میشوند. عارفان واقعی همانهایی هستند که اجازه عشق را از معشوق حقیقی دریافت کردهاند.