غزل

نام نکو

۱۴۰۵/۰۴/۱۳ ۳۴

۰ رأی

از کتابِ: آوای دل

نام نکو غم نیست آنکه‌را که پی آبرو بود
گر با هزار گونه ستم روبرو بود
با آبرو به مرگ دهد تن نکوتر است
تا نان او به سفرهٔ آبی‌آبرو بود
دانا گلیم خویش برون می‌کشد ز آب
نادان به روز معرکه بر گل فرو بود
عارف ز راه، به حق می‌رسد ولی
زاهد مدام در پی این آرزو بود
تن بی‌وجود عشق چو نخلی است بی‌ثمر
آری سری که عشق ندارد دکدو بود
دست اجل چو ریخت به کامی شرنگ مرگ
مسدود راه چاره، ز هر چار سو بود
گر طالبی که از تو بماند نشانه‌ای
فیض آن برد که در پی نام نکو بود
مسعود نکته‌ها که تو گفتی در این غزل
تأیید نزد اهل ادب مو به مو بود

معنی شعر

این غزل از مسعود سعد سلمان در ستایش آبرو و نام نیک سروده شده است. شاعر می‌گوید کسی که در پی حفظ آبروست، هرگز غمگین نیست حتی اگر با هزار ستم روبرو شود. مردن با آبرو بهتر از زیستن در بی‌آبرویی است. آدم دانا از موقعیت‌های خطرناک کنار می‌کشد اما نادان خود را به دردسر می‌اندازد. عارف از راه به حق می‌رسد اما زاهد همچنان در آرزوست. تن بدون عشق مانند درخت بی‌ثمر است. وقتی مرگ فرا رسد راه چاره‌ای نیست، پس آنچه از انسان می‌ماند نام نیک اوست. در پایان شاعر می‌گوید این نکته‌ها مورد تایید اهل ادب است.