بیا قدر محبت را بدانیم
بیا تا در کنار هم بمانیم
بیا تا در کنار هم بمانیم
بیا تا آنکه در بازار هستی
به سودا دل دهیم و دل ستانیم
به سودا دل دهیم و دل ستانیم
مراد دل شود روزی میسر
که آهنگ هماهنگی بخوانیم
که آهنگ هماهنگی بخوانیم
بیا تا آنکه در گلزار گیتی
نهال آرزو بر دل نشانیم
نهال آرزو بر دل نشانیم
جهان با هیچکس الفت ندارد
بیا تا شاد و خندان بگذرانیم
بیا تا شاد و خندان بگذرانیم
بیا تا توسن عشق و مودت
به میدان عمل با هم برانیم
به میدان عمل با هم برانیم
به صحرای دل خود با دو صد شوق
بیا بذر صداقت برفشانیم
بیا بذر صداقت برفشانیم
مذاق ما نشد شیرین ز دنیا
چرا دیگر به تلخی بگذرانیم
چرا دیگر به تلخی بگذرانیم
بود پیوسته این گفتار مسعود
بیا قدر محبت را بدانیم
بیا قدر محبت را بدانیم
معنی شعر
این شعر دعوتی است صمیمانه به قدرشناسی از محبت و همراهی. شاعر با تکرار کلمه «بیا» و زبانی ساده، خواننده را به همدلی، عشق، صداقت و شادی فرا میخواند. او میگوید که جهان با کسی الفت ندارد و چون عمر کوتاه است، باید با یکدیگر در صداقت و مودت زیستن را آموخت. شاعر تأکید دارد که زندگی بدون محبت تلخ است و باید قدر این نعمت را دانست و در هماهنگی با هم به سر بریم.