قالب، شکلِ چیدمانِ مصراعها و نظام قافیه در یک شعر است. تفاوت قالبها تنها ظاهری نیست؛ هر قالب برای نوعی از سخن ساخته شده و انتخاب نادرست آن، مانند ریختن شرابی کهنه در ظرفی نامناسب است.
غزل
کوتاه و فشرده، معمولاً میان پنج تا پانزده بیت. مصراعهای بیت نخست همقافیهاند و پس از آن تنها مصراع دوم هر بیت قافیه میگیرد. موضوع غزل در آغاز عشق زمینی بود و بهتدریج به عشق عرفانی و مضامین اجتماعی گسترش یافت. شاعر معمولاً در بیت پایانی، تخلص خود را میآورد.
برجستهترین ویژگی غزل، استقلالِ نسبیِ ابیات است؛ هر بیت جهانی کامل دارد و همین ویژگی سبب شده تکبیتهای غزلهای فارسی به آسانی در گفتوگوی روزمره جای بگیرند.

قصیده
همساختار با غزل اما بلندتر؛ گاه تا صدها بیت. قصیده زبانِ ستایش، وصف، پند و گاه انتقاد اجتماعی است و معمولاً از یک مقدمه (تشبیب) آغاز میشود و با گریز به موضوع اصلی میرسد. قصیده در سبک خراسانی اوج گرفت و فخامتِ زبانی از ویژگیهای آن است.
مثنوی
در مثنوی هر بیت قافیهی مستقل خود را دارد. همین آزادی، آن را برای روایتهای بلند مناسب کرده است؛ چنانکه شاهنامه، مثنوی معنوی، خمسهی نظامی و منطقالطیر همگی در این قالب سروده شدهاند. اگر داستان میگویید، مثنوی خانهی شماست.
رباعی و دوبیتی
رباعی چهار مصراع دارد با قافیه در مصراعهای اول، دوم و چهارم. ساختار آن معمولاً سه مصراعِ مقدمه و یک مصراعِ ضربهزننده است؛ همان چیزی که رباعیات خیام را چنین برنده و ماندگار کرده است.
دوبیتی نیز چهار مصراع دارد اما وزنی سبکتر و زبانی سادهتر و مردمیتر؛ باباطاهر و فایز دشتی از سرآمدان آناند و پیوند نزدیکی با موسیقی نواحی ایران دارد.
قطعه
قطعه از دو بیت به بالا و بیبیتِ مطلعِ همقافیه است؛ یعنی تنها مصراعهای زوج قافیه میگیرند. قالبی است برای بیان یک اندیشهی واحد، پند، شکایت یا مطلبی اخلاقی. برخلاف غزل، ابیات قطعه به هم پیوستهاند و یک کلِ واحد میسازند.
مسمط، ترکیببند و ترجیعبند
این قالبها از بندهای متعدد ساخته شدهاند. در ترجیعبند، بیتی یکسان در پایان همهی بندها تکرار میشود و آن بیت مانند ترجیعِ آواز، ساختار را به هم میدوزد. در ترکیببند، بیتِ پایانیِ هر بند متفاوت است. مسمط نیز بندهایی دارد که مصراعهایشان همقافیهاند و مصراع پایانی هر بند، قافیهی مشترکی با پایان بندهای دیگر دارد.
قالبهای نو
چهارپاره پلی است میان قدیم و جدید: بندهای چهارمصراعی با قافیه در مصراعهای دوم و چهارم، که به شاعر آزادی بیشتری در پروراندن یک اندیشه میدهد.
شعر نیمایی، وزن عروضی را نگاه میدارد اما طول مصراعها را آزاد میکند؛ مصراع تا آنجا ادامه مییابد که معنا اقتضا کند. شعر سپید نیز وزن عروضی را کنار میگذارد و بر آهنگ درونی کلام، تصویر و تناسب واژگان تکیه میکند.
کدام قالب را برگزینیم؟
پاسخ را موضوع تعیین میکند. حسی ناگهانی و فشرده، رباعی میطلبد. روایتی بلند، مثنوی. زمزمهای عاشقانه یا عارفانه، غزل. مدح و وصف مفصل، قصیده. توصیهی عملی برای آغازگران این است که کار را با قالبهای کوتاهتر شروع کنند؛ رباعی و قطعه، انضباطِ فشردهگویی را میآموزند، و این انضباط سرمایهی همهی عمرِ شاعری است.