گفت پیغمبر حدیثی جانفزا
با پسرعمّش، علیِ مرتضی
با پسرعمّش، علیِ مرتضی
کای ولیِّ دستگاهِ ذوالجلال
ای که هستی یک جهان علم و کمال
ای که هستی یک جهان علم و کمال
این پیام آورد جبرئیلِ امین
تا بگویم من برای مسلمین
تا بگویم من برای مسلمین
گر کسی عمرش چو عمرِ نوح شد
از عبادت جسمِ او مجروح شد
از عبادت جسمِ او مجروح شد
یا که چون کوهِ اُحد بخشد طلا
در رضایِ خالقِ ارض و سما
در رضایِ خالقِ ارض و سما
طی کند پیاده راهِ کعبه را
تا هزاران حج همی آرد به جا
تا هزاران حج همی آرد به جا
در صفا و مروه با صدها امید
پا به جان بگذارد و گردد شهید
پا به جان بگذارد و گردد شهید
لیک مهرِ تو نباشد در دلش
در قیامت حل نگردد مشکلش
در قیامت حل نگردد مشکلش
بر مشامش کی رسد بویِ بهشت؟
مینبیند چشمِ او رویِ بهشت
مینبیند چشمِ او رویِ بهشت
هر که را مهرِ علی در دل نبود
در حقیقت جانِ او قابل نبود
در حقیقت جانِ او قابل نبود
از خدا مسعود دارد التجا
تا بود از شیعیانِ مرتضی
تا بود از شیعیانِ مرتضی
معنی شعر
این شعر حدیثی را از زبان محمد خطاب به امام علی بیان میکند. مضمون آن این است که اگر انسانی عمری طولانی همچون نوح داشته باشد، سراسر عمر خود را به عبادت بپردازد، ثروت فراوان در راه خدا انفاق کند، بارها حج به جا آورد و حتی در راه خدا شهید شود، اما از محبت و ولایت حضرت علی(ع) بیبهره باشد، عبادت او به کمال مطلوب نخواهد رسید.
شاعر با استناد به این روایت، جایگاه والای محبت اهلبیت(ع) را در کنار عبادت و بندگی خداوند بیان میکند و در پایان نیز آرزو میکند که همواره از پیروان و دوستداران حضرت علی(ع) باشد.
شاعر با استناد به این روایت، جایگاه والای محبت اهلبیت(ع) را در کنار عبادت و بندگی خداوند بیان میکند و در پایان نیز آرزو میکند که همواره از پیروان و دوستداران حضرت علی(ع) باشد.
پیشنهادی