بهار با همه زیباییاش دوباره رسید
به لطف دوست به هر شاخه صد شکوفه دمید
به لطف دوست به هر شاخه صد شکوفه دمید
زمان وجد و نشاط و سرور و یکرنگی است
بریز جام لبالب ز باده توحید
بریز جام لبالب ز باده توحید
به باغ و دشت و چمن سرو و لاله و سنبل
نوید سال نو آوردهاند و عید سعید
نوید سال نو آوردهاند و عید سعید
در آستانه سال هزار و سیصد و شصت
دوباره نور محبت به قلب ما تابید
دوباره نور محبت به قلب ما تابید
که خاندان بصیری به طالع مسعود
بر آن شدند که برپا کنند عقد حمید
بر آن شدند که برپا کنند عقد حمید
اگر عروس به پاکی بود گل مریم
نکوست قامت داماد هم چو نخل امید
نکوست قامت داماد هم چو نخل امید
شنیدهام دو عموزاده چون که عقد کنند
ملک ز شوق به میثاقشان کند تمجید
ملک ز شوق به میثاقشان کند تمجید
امید ما بود از درگاه خدای کریم
که کامرانی پیوندشان بود جاوید
که کامرانی پیوندشان بود جاوید
سپاس و حمد خداوند را کند مسعود
که فیض رحمت خود را به جمع ما بخشید
که فیض رحمت خود را به جمع ما بخشید
به مناسبت عقد پسر بزرگ شاعر : حاج حمید بصیری
معنی شعر
این شعر به مناسبت عقد و ازدواج فرزندی به نام حمید سروده شده است. شاعر آمدن بهار را با شادی این پیوند در هم میآمیزد و از زیبایی طبیعت و شکوفهها و گلها سخن میگوید که نوید سال نو و عید را میدهند. وی اشاره میکند که در آستانه سال ۱۳۶۰، خانواده بصیری تصمیم به برگزاری مراسم عقد حمید گرفتهاند. عروس و داماد را به پاکی گل مریم و استواری نخل امید تشبیه میکند و از ازدواج دو عموزاده یاد میکند که حتی فرشتگان هم آن را میستایند. در پایان، دعا میکند که این پیوند همیشه پایدار و کامران باشد و از خدا برای این نعمت سپاسگزاری میکند.